محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

47

تاريخ الطبرى ( فارسي )

فرمود : « آنگاه جبريل دو نيمه را به هم زند كه جفت شود چنان كه هرگز شكافى در ميان نبوده و چون در توبه بسته شود ، ديگر توبه پذيرفته نباشد و عمل نيك جز از نيكان پيش مقبول نگردد » و معنى گفتار خدا عز و جل همين است كه فرمود : « * ( يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ من قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ في إِيمانِها خَيْراً 6 : 158 ) * يعنى : روزى كه بعضى نشانه هاى پروردگارت بيايد ، كسى كه از پيش ايمان نياورده يا در [ مدت ] ايمان خويش كار خيرى نكرده ايمانش سودش ندهد . » ابى بن كعب گفت : « اى پيمبر خدا پدر و مادرم فداى تو باد پس از آن خورشيد و ماه چه شود و مردم و دنيا چه شوند ؟ » فرمود : « اى ابى ، پس از آن خورشيد و ماه نور بپوشند و مانند پيش بر كسان طلوع كنند و مردم كه آيت وحشت را ديده باشند به كار دنيا مصر شوند و جويها روان كنند و درختان بكارند و بناها بسازند و دنيا چنان باشد كه اگر كسى اسبى بيارد از آن دم كه خورشيد از مغرب بر آيد تا وقتى كه در صور دمند بر آن سوار نشود . » حذيفهء يمان گفت : « اى پيمبر خداى من و كسانم فداى تو باشيم ، كسان به وقت دميدن صور چگونه باشند ؟ » فرمود : « اى حذيفه ، قسم به خدايى كه جان محمد به فرمان اوست ، رستاخيز بيايد و در صور بدمند و كس باشد كه حوضى ساخته باشد اما از آن ننوشد ، رستاخيز بيايد و جامه اى ميان دو كس باشد و آن را نه پيچند و معامله نكنند ، رستاخيز بيايد و كس باشد كه لقمه به دهان برده باشد اما نخورد ، رستاخيز بيايد و كس باشد كه شير از زير شيرده بر گرفته باشد و ننوشد ، آنگاه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم اين آيه را تلاوت فرمود : « و ناگهان بيايد و آنها ندانند [ 1 ] » و فرمود : « و چون در صور دمند و رستاخيز بيايد و خدا بهشتى و جهنمى را جدا كند اما هنوز نرفته باشند ، خداى عز و جل

--> [ 1 ] 69 : 159